ماموران پلیس پایتخت در ادامه اجرای طرح امنیت محله محور
و امنیت اجتماعی از حدود یکماه قبل طرح تشدید برخورد با بدحجابی و
مانکنها در اماکن فرهنگی را به مرحله اجرا گذاشتند.
در این طرح که از مجموعه فرهنگی برج میلاد آغاز شد ماموران پلیس
امنیت اخلاقی عصر جمعه با حضوری گسترده در این مجموعه که در آن
کنسرت یکی از خوانندگان در حال برگزاری است، ضمن برخورد با افراد
بدحجاب از ورود آنها به کنسرت جلوگیری کردند.
به گزارش ایسنا، سردار حسین ساجدینیا، فرمانده انتظامی تهران بزرگ
نیز در چندی پیش اعلام کرده بود که « پلیس پایتخت طرحهای مختلفی
را در راستای ارتقای امنیت اجتماعی و اخلاقی به مرحله اجرا
میگذارد و با هنجارشکنان، مانکنها و افراد بدحجاب و بدپوشش
برخورد میکند.»
به گفته وی «اجرای این طرحها برابر بررسیهای صورت گرفته از قبل
برنامهریزی شده است و پلیس در مقاطع مختلف با سنجش وضعیت موجود»
نسبت به اجرای آنها در تهران اقدام میکند.
پلیس پایتخت از چندی قبل تا کنون طرحهای تشدید برخورد با بدحجابی
و بدپوششی را در میادین، مراکز خرید و پارکها، اماکن تفریحی،
کوهستانها و نمایشگاهها و در مورد رانندگان و سرنشینان بدحجاب در
بزرگراهها و معابر درونشهری، اجرا کرده است. برخورد با «سگ
گردانی» و «ایجاد آلودگی صوتی» نیز در پی طرحهای قبلی همچنان ادامه
دارد.
سردار احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز پیشتر با
بیان اینکه « پلیس با موضوع بدپوششی برخورد میکند» با برشمردن
مصادیق بدحجابی گفته بود که «لباس تنگ و چسبان، روسری که از دو سوی
آن موی سر مشخص باشد، مانتوی بالای زانو و شلوار تنگ» از مصادیق
بدپوششی هستند.
عکس ها در ادامه مطلب
عکس ها در ادامه مطلب
منبع گروه اینترنتی پرشین استار
یکى عبدالرحمن بن ملجم مرادى بود که ترور امیرالمؤمنین، امام على(علیهالسلام) را در کوفه؛ و دیگرى بَرک بن عبدالله که او ترور معاویه را در شام؛ و سومین نفر عمر بن بکر، که ترور عمرو بن عاص را در مدینه به عهده گرفت.
و بعد از آن که هر سه منافق، هم قسم شدند که یا کشته شوند یا هدف شوم خود را به اجراء درآورند، هر کدام به سوى هدف مورد نظر خود رهسپار شدند.
و عبدالرّحمن پس از آن وارد کوفه شد، روزى در یکى از کوچههاى کوفه، زنى را به نام قُطّام که پدرش در جنگ نهروان کشته شده بود ملاقات کرد.
و چون قطّام، زنى بسیار زیباروى و خوش اندام بود؛ و عبدالرّحمن نیز از قبل مذاکراتى با او براى خواستگارى کرده بود، پس شیفته جمال او گردید و نسبت به آن اظهار عشق و علاقه نمود؛ و سپس پیشنهاد ازدواج به قطّام داد.
قطّام در پاسخ گفت: در صورتى با پیشنهاد تو موافقت مىکنم که سه هزار درهم و یک غلام مهریهام قرار دهى، مشروط بر آن که علىّ ابن ابى طالب را نیز به قتل برسانى.
عبدالرّحمن براى امتحان قطّام گفت: دو شرط اوّل را مىپذیرم؛ لیکن مرا از قتل علىّ معاف دار.
قطّام گفت: خیر، چون شرط سوّم از همه مهمتر است؛ و اگر مىخواهى به کام و عشق خود برسى، بایستى حتما انجام پذیرد.
عبدالرّحمن وقتى چنین شنید، گفت: من به کوفه نیامدهام، مگر به همین منظور.
پس از آن، قطّام هر ساعت خود را به شکلى آرایش و زینت مىکرد و در مقابل عبدالرّحمن به طنّازى و عشوهگرى مىپرداخت تا آن که او را بیش از پیش دلباخته خود نماید.
و چون آتش عشق و شهوت عبدالرّحمن شعلهور گشته و فزونى یافت؛ و نیز زمان موعود با همپیمانانش فرا رسید، آن ملعون شمشیرى مسموم همراه خود برداشت؛ و سحرگاه به مسجد کوفه وارد گشت.
هنگامى که نماز صبح به امامت حضرت على(علیهالسلام) شروع شد، عبدالرحمن پشت سر امام ایستاد؛ و هنگامى که سر از سجده برمىداشت ناگهان عبدالرّحمن فریادى کشید و با شمشیر بر فرق مقدّس آن امام مظلوم فرود آورد و گریخت.
در همین لحظه امام اظهار داشت: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ»؛ قسم به پروردگار کعبه، رستگار و سعادتمند شدم.
بعد از آن، حضرت را با فرق شکافته و بدن خونین به منزل آوردند؛
و پزشکان بسیارى جهت معالجه آن حضرت آمدند، یکى از آنان پزشکى بود
به نام اثیر بن عمرو سکونى، که بر بالین حضرت وارد شد؛ و شروع به
مداوا گردید.
اطرافیان و اعضاء خانواده حضرت، اطراف بستر آن بزرگوار حلقه زده
بودند و با حالتى نگران چشم به پزشک دوخته که چه مىگوید؛ و نتیجه
چه خواهد شد.
پس از آن که پزشک نگاهى به جراحت آن حضرت کرد، گفت: گوسفندى را ذبح
نمایید و سفیدى جگر ریه آن را تا سرد نشده، سریع بیاورید.
وقتى آن را آوردند، پزشک رگ میان سفیدى را بیرون آورد و میان شکاف
سر آن حضرت قرار داد؛ و لحظهاى درنگ نمود، در حالتى که تمامى
افراد در انتظار نتیجه، لحظه شمارى مىکردند.
سپس شکاف سر را باز کرد و رگ را خارج نمود؛ با نگاهى به آن، خطاب
به حضرت کرد و عرضه داشت: اى امیرالمؤمنین! اگر وصیّتى دارى بفرما،
چون متاسفانه زخم شمشیر و زهر آن به مغز سر اصابت و سرایت کرده؛ و
راهى براى معالجه آن نیست.
لذا حضرت به فرزندش امام حسن مجتبى(علیهالسلام) فرمود: پسرم! اگر
من خوب شدم، خودم آنچه را که صلاح بدانم با عبدالرّحمن انجام
مىدهم.
و چنانچه خوب نشدم و از دنیا رفتم، سعى کنید به او سخت نگیرید و در
قصاص تجاوز نکنید، چون او یک ضربت شمشیر زده است شما هم حق ندارید
بیش از یک ضربت به او بزنید.
ایام ضربت خوردن و شهادت حضرت امیرالمونین، علی (ع) تسلیت باد

متن زیر را که شما دوستان از نظر خواهید گذراند از سوی آقای محسن بیات که یکی از اعضای گروه اینترنتی پرشین استار هستند تنظیم و فرستاده شده که در نوع خود بسیار زیباست. این متن جدای اینکه ممکنه درد دل هر کدوم از ماها با معبود خودمون باشه اقلا مرور چند آیه زیبای قرآن است:
یک کار خوب؟
یک رابطه عاشقانه بادوام؟
سفر یک ساله در اقیانوس آرام در کشتی مجلل خودتان؟
یا فقط بهتر کنار آمدن با خودتان؟
شاید یک یا چند مورد از اینها را در زندگی بخواهید. اما ورای همه اینها و خیلی آرزوهای دیگر، همیشه آرزوی رسیدن به خوشبختی وجود دارد.
یک راه عالی برای پیدا کردن نکات مفید و امتحانشده این است که به عقب برگردید. به تاریخ نگاه کنید. ایدههایی را پیدا کنید که طی چند هزار سال گذشته بارها و بارها امتحان شده است. در زیر به 7 مورد از این نکات اشاره میکنیم.
بسیاری بر این باورند که جوانی و جیب پرپول یکجا جمع نمی شوند. تا وقتی جوانی و انرژی داری باید کار کنی و زحمت بکشی و پول وقتی می آید که دیگر از جوانی خبر نیست!
برای این باور هم مثل هر باور دیگری مثال نقض وجود دارد و هستند جوانانی که جیبشان هم پر پول است.
اما شخصیت های این گزارش حتی پا را فراتر گذاشته و از مرحله پولداری گذشته اند. آنها در سن زیر سی سال میلیونر هستند و به معنای واقعی پول پارو می کنند.
با پردرآمدترین افراد مشهور زیر سی سال آشنا شوید: